تبليغاتX
پرسیکا
حال نوشتن ندارم براي اينكه ميدونم كسي از شما حال خوندن نداره

فقط يه توضيح كم . اونم اينكه اين دوبال كه مي بينين نشانه قدرت در زمان قديم به شمارمي رفته

اينم دو تا نمونه مستند

 

مهر داریوش

مهر داریوش

 

 

دیوار آپادانا

دیوار آپادانا

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:32  توسط بی نام | 

همه ميدانيم که تجربه ي گذشته چراغ راه حال و آينده است. و در اين رابطه, من به اين باورم که تجربه ي اروپا براي بدست آوردن آزادي و باز سازي يک هويت نوين براي خود, که از دوران رنسانس آغاز شد ونقش مهمي که زرتشت در اين زمينه بمدت ٥٠٠ سال يعني از سده ١٥ ميلادي تا اواخر سده نوزدهم بازي کرد، ميتواند بعنوان يکي از بهترين مدل ها براي جويندگان آزادي در دوران ما بکار گرفته شود.
پژوهشهاي بيشماري که از ٢٠٠ سال پيش - که بيشتر آنها بوسيله ي پژوهشگران غربي انجام گرفته – نشان ميدهد که در درازاي ٢٥٠٠ سال گذشته چه اندازه انديشه و ديدگاه زرتشت درباره زندگي و جهان هستي در ساختار و زير بناي فرهنگي اروپا شرکت کرده و برآن تاثير گذاشته .
ولي در ازاي اين زمان بسيار طولاني رابطه ي اروپا با زرتشت هميشه يک داستان عشق و دلدادگي نبوده...

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 15:12  توسط بی نام | 

شاپور دوم فرزند هرمز و نوه نرسی فرزند شاپور اول می باشد که دومین پادشاه قدرتمند ساسانی بعد از شاپور اول محسوب می شود. در این قسمت می خواهم خردسالی او را شرح دهم.هنگامی که او به دنیا آمد و شروع به گریه کردن کرد زن قابله که برای کمک به وضع حمل ملکه ایفرا نوزاد را گرفته بود مشاهده کرد که طفل دندان دارد، آن هم نه یکی بلکه دوتا و دندانهایش شبیه دندان های یک بچه شش ساله می باشد. رسم زن های بزرگ ساسانی این بود که طفل را بعد از تولد به دایه می سپردند اما هیچ دایه ای شاپور را نمی پذیرفت زیرا دندان های او پستان دایه را آزار می داد خود ایفرا مادر شاپور هم قادر به شیر دادن به نوزاد نبود و چون ممکن بود او بر اثر شیر نخوردن بمیرد به فکر عقلا رسید که او را به شیرخوارگاه ببرند و پستان ماده الاغ را در دهانش بگذارند.در شیرخوارگاه ها، پرستاران کودکان شیرخوار را زیر شکم الاغ قرار می دادند تا از پستانش بنوشد و در بین جانوران شیرده که شیرشان برای نوزاد مفید بود فقط ماده الاغ بود که موافقت می کرد شیرخوار ازپستانش شیر بنوشد. شگفت آنکه شاپور دوم که پستان تمام دایه ها و مادرش را به دندان می گرفت پستان ماده الاغ را به دندان نمی گرفت.

شاپور دوم در سن ده ماهگی به حرف درآمد و در سن دوازده ماهگی آن قدر در حرف زدن پیشرفت کرد که می توانست مانند یک کودک چهارساله سخن بگوید در حالی که بیشتر کودکان از دو سالگی به بعد شروع به حرف زدن می نمایند. از همان ده ماهگی که شاپور به حرف درآمد دیگر شیر ننوشید و شروع به غذاخوردن کرد زیرا دندان های کافی برای این کار را داشت. از سن شانزده ماهگی بعد از اینکه روی پای خود ایستاد شروع به راه رفتن کرد و وقتی زمین می خود گریه نمی کرد.

وقتی شاپور دو ساله شد او را به معلم سپردند تا خواندن و نوشتن را بیاموزد و با سرعت موفق به یادگیری شد و زبان رومی را نیز فراگرفت و می گویند او در سن هفت سالگی تمام دانستنی های زمان خود را می دانست که این کمی اغراق می باشد    

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 21:6  توسط بی نام | 
شوشتر

کارشناس یونسکو در شوشتر گفت: سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر مجموعه‌ بی‌همتایی است که شباهت‌هایی با آثار دیگر نقاط دنیا دارد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از خوزستان پیترو لورینو که برای بررسی وضعیت سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر جهت ثبت جهانی به این شهر وارد شده صبح امروز در نشستی مطبوعاتی که در دفتر مرکزی انجمن راهنمایان گردشگری شوشتر برگزار شد، اظهار کرد: در کشورهای اسلامی نیز آسیاب‌هایی آبی مانند این جا وجود دارد. تونل‌های زیرزمینی نیز در بلوچستان وجود دارد که شباهت‌هایی با شوشتر دارند. ولی شوشتر یک نمونه بی‌همتا است به خاطر این که مجموعه‌ای است دارای بند و آسیاب‌هایی که به طبیعت وصل می‌شوند و تناسب مناسبی با طبیعت دارند. نکته دیگر این که شوشتر در دوره‌های مختلف تاریخی وجود داشته و مرمت شده و در حال حاضر نیز در حال مرمت شدن است و هنوز کاربری خود را حفظ کرده است.

او در خصوص چگونگی پرونده آثار آبی ـ تاریخی شوشتر گفت: به نظر من پرونده خیلی کاملی است که در آن برای باستان‌شناس توضیحات خیلی مناسبی در مورد سازه‌های آبی داده شده و در کل پرونده‌ای مناسب و بسیار غنی است. من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. کم پیش می‌آید که چنین کارهای کامل و مناسبی صورت گیرد. قرار است در تیر ماه آینده یونسکو جلسه‌ای تشکیل ‌دهد و پرونده سازه‌های آبی شوشتر را بررسی کند.

لورینو همچنین درباره تاثیر ثبت سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر بر این مجموعه‌ها خاطرنشان کرد: با ثبت این مجموعه‌ها همه دنیا شوشتر را خواهند شناخت و اعتبار به آن‌ها اختصاص می‌یابد و در عرصه جهانی معتبر می‌شود. یونسکو اسناد ثبتی شوشتر را به 60 زبان مختلف در جهان ترجمه و در سرتاسر دنیا منتشر می‌کند. به علاوه، اگر یک سری پروژه‌های توسعه‌ایی وجود داشته باشد به خاطر این که شوشتر ثبت جهانی شده کمک‌های بین‌المللی را در پی خواهد داشت تا فعالیت‌های مرمتی و حفاظتی آسیاب‌ها توسعه پیدا کنند.

کارشناس سازه‌های آبی ـ تاریخی یونسکو در همین زمینه ادامه داد: اگر به کمک‌های کارشناسی نیاز داشته باشید، یونسکو می‌تواند کارشناس بفرستد و در ارتباط با بحث فنی کمک مالی کند. نکته دیگر این که اگر پروژه اضطراری پیش بیاید، یونسکو می‌تواند کمک مالی کند و همچنین از کشورهای عضو کمک بگیرد و می‌تواند کمپ‌های خاصی را ایجاد کند همان طور که برای بعضی جاهای دیگر ایجاد کرده است. یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که بعد از ثبت جهانی یک سایت می‌افتد آشنایی جمعی با سایت است که می‌توانید بعد از یک سال انتظار گردشگران فراوانی را داشته باشید به خصوص شوشتر که کنجکاوی‌های فراوانی را برمی‌انگیزد.

لورینو با بیان این که تحت تاثیر برنامه‌ها و فعالیت‌های انجمن‌های دوستداران میراث فرهنگی ایران قرار گرفته، گفت: اهمیت و علاقه مردم و  این انجمن‌ها به آثار باستانی برایم باارزش است. در صورتی که سازه‌های آبی شوشتر ثبت جهانی شوند این یونسکو نیست که از آنها حفاظت می‌کند بلکه خود مردم هستند که با نقش خیلی مهمی که ایفا می‌کنند کار اصلی حفاظت را انجام می‌دهند

به نقل از سایت ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 11:20  توسط بی نام | 

گاو مقدس مربوط به چغازنبیل

رفتم سراغ دفتر نظرسنجی تا من هم نظری داده باشم که اولین نوشته آن روز را خواندم، در آن ذکر شده بود: من به عنوان یک ایرانی به داشتن چنین میراثی افتخار می کنم. کمی با خود فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که یا آن فرد آگاهی چندانی از تاریخ ایران ندارد یا ...

در موزه ایران باستان که قدم می زنید به اشیاء با اهمیتی برمی خورید، مثلآ لوح حمورابی، منشور حقوق بشر کوروش، سرستون گاو، مجسمه شاهزاده اشکانی و ... که اگر یک فرد عامی آنها را ببیند به خود می بالد اما چه افسوس که همشان بدل هستند و اصل آنها را شاید خیلی از ما نتوانیم ببینیم چون  در خارج از ایران می باشند.حرفم را پس می گیرم، خوشحال هستم که این اشیاء گرانقدر در وضعیت فعلی در کشور عزیزمان نیست به دو دلیل: زیرا نمی توان مطمئن بود که در ایران مصون می مانند یا نه، مثل لوحی که ثابت کننده ادعای ما مبنی بر پارسی بودن خلیج عرب فعلی بود به بهترین نحو نابود شد و دلیل دیگر اینکه اگر در سرزمین ما بود، در اختیار ما قرار نمی گرفت. قبل از اینکه به موزه بروم ظروف و مجسمه های زرین و سیمین  که محل نگهداری آنها در موزه ایران باستان ذکر شده بود را در کتب مختلف دیده بودم و تصمیم گرفتم از نزدیک نیز آنها را ببینم اما جالب اینکه هرچه در موزه جستجو کردم حتی یکی از آنها را ندیدم تا اینکه علتش را از یک راهنما پرسیدم، گفت: اجسام با ارزش در طبقه بالا نگه داری می شوند و ما اجازه نداریم آنها را در انظار عمومی قرار دهیم، پس همان به که اشیاء گرانقدر ما در کشورهای بیگانه مورد تحسن قرار گیرند. مهمترین عیب موزه های ایران که به چشم می آید، کمبود اطلاعات راهنماهای موزه است که وقتی سوالی درباره بیشینه اشیاء از آنها می پرسی جواب قابل قبولی برای ارائه ندارند. این نکته در موزه های شهرستان ها بیشتر جلب توجه می کنند حتی بعضی از موزه ها، راهنما ندارند. اما باید این حقیقت را بیان کرد که آنها به زبان انگلیسی کاملا مسلط هستند و می توانند برای توریست های خارجی که توضیحی می خواهند جمله (I can't speak english) را ادا کنند. مورد بعدی برچسب هایی است که در کنار اشیاء قرار دارد که یا خیلی ناقص هستند یا غلط ، به عنوان مثال در کنار سرعلمی که در مراسم آیینی مورد استفاده قرار می گرفته، عنوان بت را نوشته بودند.

خلاصه که موزه گردی در ایران خیلی لذت بخشه، به شما هم توصیه می کنم حتما یه سری به این اماکن بزنید تا به درستی حرف های من پی ببرید

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 12:0  توسط بی نام | 
حسنی به مکتب نمی رفت… وقتی می رفت…!!      

 کوکب خانم لبخند ملیحی به لب داره،همچین به صندلیش تکیه زده بود که انگار صندلی "بی نظیر بوتو" رو بهش دادن!! آخه یکی نیست بهش بگه : زن تو رو چه به سیاست؟ برو ماستتو درست کن. بنده خدا نمی دونست اینجا ارزش زن به پخت و پزه، نه چیه دیگه. عکس تبلیغاتیش از دو فرسخی داد می زد که (کوکب خانم زن پاکیزه ای است) . یه کم اون ورتر ریزعلی (دهقان فداکار) با شعار: دولت فداکار    ملت بدهکار!! پوسترهاشو انگی چسبونده بود رو عکسای کوکب خانم تا یه جوری حرص زن ها رو دربیاره.

هرگوشه یه نفر واس خودش یه ستاد زده و یهؤ عده ریختن توش دارن داد شعارهای مردم پسند محبوبشونو هوار می زنن.

حسنی فقط یه چندروز کم داره که بتونه رای بده.  کلی در مورد همه کاندیداها پرسوجو کرده ولی الکی بهش گیر می دن تا نتونه رای بده آخه واسه خودش عقل کل به حساب میاد، روشنفکرای قوم از اون کمک می گیرن. مگه چند روز چیزیه. یعنی با چند روز کمتر نمی تونست یک فرد واجد شرایط اجتماعی باشه؟! یعنی بالغ محسوب نمیشه؟! ولی اگه می خواست می تونست نامزد بشه چون شنیده بود یه پسربچه 12 ساله تایید صلاحیت شده، اما اهل سیاست نبود فقط می خواست رای بده.

آن مرد آمد! آن مرد در باران آمد!! "آن مرد" ستاد "یار مهربان" رو تشکیل داده بود و یه عکس شکیل با اون اسب سفدیش هم انداخته بود که آدمو یاد دموکراتای قجر !! مینداخت…گفته بود: هرکس به بنده رای دهد، یک گونی گندم مازاد از یوزارسیف حکیم دریافت خواهد نمود. همیشه سعی می کرد ادبی حرف بزنه آخه تا کلاس هفتم سواد داشت. بهش مهندس می گفتن.  ولی شایع شده بود که همش حرفه، می گفتن : "آن مرد" فقط در باران میاد. تو سرزمینی که تازه 3 سال از 7سال قحطی رو گذرونده، کو بارون !!

 کوکب خانم شدیداً شعارهای فمینیستی سرداده بود. یکی از شعارهاش این بود: دیگر بله قربان گویی کافیست. کبری به شدت تحت تاثیر شعار تبلیغاتی کوکب خانم قرار گرفته بود.طوری که تصمیم خودشو گرفت که به اون رای بده اما از طرفی شوهر کوکب خانم از وقتی شنیده بود زنش نامزد انتخابات شده، تو شهر بلوا به پا کرده بود که اول اون انتخابات بی پدر مادرو مکشم بعد اون زنیکه لکاته رو.

 پتروس هم قرار بود نامزد بشه ولی چون تبعه ی خارجی محسوب می شد و ممکن بود دستش توی کاسه ی اون وریا باشه! واسه همین رد صلاحیت شد!! حالا دیگه حسنی بیشتر ناراحت بود، آخه پتروس رو خیلی قبول داشت! پتروس خیلی مهربون و آروم بود، ولی ریزعلی ازوناش بود!!

درسته که حس فداکاری و وفاداریش یه وقتایی گل می کرد ولی از وقتی که مشهور شده بود، الکی جلوی همه ی قطارا رو می گرفت و به اسم نداشتن مجوز تردد ، نداشتن پوشش مناسب مسافرین خانم ، ندادن مالیات و غیره و غیره مانع از حرکت قطارا می شد!! حتی حسام بیگ و مراد بیگ رو اجیر کرده بود تا تو این کار کمکش کنن.

حسنی هنوزم ناراحت بود.

زیر عکس همه کاندیداها شعارای خوشگل خوشگل چسبیده بود ولی به نظرحسنی پتروس هم جوون بود،هم روشنفکر میزد. تازه کلی ایده های جدید داشت. گفته بود تمام حفره های درون ساختاری نظام را پر خواهد کرد.

این وسط ستاد یار مهربان بعضی از شعارای پتروس رو هم کش رفته بود ولی کسی به روی مبارک خودش نمی آورد…

حالا که حسنی بعد از کلی این در اون در زدن تونسته بود اجازه ی رای دادن پیدا کنه ، فرد مورد علاقه اش رو پیدا نمی کرد. همین طورکه در حال گشت و گذار بود یه تبلیغ بزرگ، با رنگهای شاد خودنمایی می کرد. یه آدم رعنا، و خوش محاسن، وسط یه عالمه گوسفند جاخشک کرده بود. حسنی چشماش برق زد، این همونی بود که حسنی می خواست….

با خوشحالی لبخند زد و به راهش ادامه داد.

چوپان دروغگو با یه لباس شیک توی عکسش لبخند می زد و زیر عکسش نوشته بود:

       "آینده ی زیبا با دولت صادق…"

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 12:0  توسط | 
دادگاهی در عربستان یك زن 19 ساله را كه مورد تجاوز گروهی شش مرد قرار گرفته به 200 ‏ضربه شلاق و تحمل شش ماه زندان محكوم كرد!‏

به نقل از روزنامه انگلیسی زبان عرب نیوز، این زن كه از اقلیت شیعه ‏عربستان است حدود یك سال و نیم قبل در شهر القطیف در شرق عربستان مورد تجاوز دسته جمعی شش مرد سنی ‏قرار گرفت.‏

با این حال دادگاه اولیه این زن را به اتهام «حضور داشتن در خودرو یك مرد نامحرم در زمان تجاوز» به 90 ضربه ‏شلاق محكوم كرد.‏

زمانی كه قربانی نسبت به رای اولیه دادگاه فرجام خواهی كرد از سوی قضات به «سوء استفاده از رسانه ها ‏برای تاثیرگذاری بر جریان دادرسی» متهم شد و از این رو در جلسه اخیر دادگاه استیناف مجازات وی به 200 ‏ضربه شلاق افزایش یافت و شش ماه زندان نیز به مجازاتش افزوده شد.‏

این زن 19 ساله به دلیل حضور داشتن در خودرو یك مرد نامحرم در زمان تجاوز متهم شناخته شده است. این امر مغایر با قوانین جاری عربستان در خصوص جدایی زنان و مردان نامحرم از یكدیگر است.

دادگاه استیناف همچنین مجازات شش فرد متجاوز را به دو تا 9 سال زندان افزایش داد. این افراد پیشتر به یك ‏تا پنج سال زندان محكوم شده بودند.‏

این در حالی است كه مجازات تعیین شده برای این افراد همچنان كمتر از حد معمول ارزیابی می شود چرا كه ‏تصور می شد آنها با مجازات اعدام روبرو شوند.‏

در همین حال "عبدالرحمن اللاهم" موكل این زن سعودی رای صادره را مغایر با قوانین اسلامی دانست و به بی ‏بی سی گفت: "موكل من قربانی این جنایت نفرت انگیز است. معتقدم كه محكومیت وی مغایر با قوانین شریعت ‏اسلامی و ناقض كنوانسیون های بین المللی مربوطه است."‏

وی افزود: "سازمان های قضایی باید با این دختر به عنوان یك قربانی رفتار كنند نه یك مجرم."‏

گفتنی است دادگاه "اللاهم" را به دلیل گفت و گو با رسانه ها از ادامه كار بر روی این پرونده منع كرده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:10  توسط بی نام | 

شاپور دوم فرزند هرمز و نوه نرسی فرزند شاپور اول می باشد که دومین پادشاه قدرتمند ساسانی بعد از شاپور اول محسوب می شود. در این قسمت می خواهم خردسالی او را شرح دهم.هنگامی که او به دنیا آمد و شروع به گریه کردن کرد زن قابله که برای کمک به وضع حمل ملکه ایفرا نوزاد را گرفته بود مشاهده کرد که طفل دندان دارد، آن هم نه یکی بلکه دوتا و دندانهایش شبیه دندان های یک بچه شش ساله می باشد. رسم زن های بزرگ ساسانی این بود که طفل را بعد از تولد به دایه می سپردند اما هیچ دایه ای شاپور را نمی پذیرفت زیرا دندان های او پستان دایه را آزار می داد خود ایفرا مادر شاپور هم قادر به شیر دادن به نوزاد نبود و چون ممکن بود او بر اثر شیر نخوردن بمیرد به فکر عقلا رسید که او را به شیرخوارگاه ببرند و پستان ماده الاغ را در دهانش بگذارند.در شیرخوارگاه ها، پرستاران کودکان شیرخوار را زیر شکم الاغ قرار می دادند تا از پستانش بنوشد و در بین جانوران شیرده که شیرشان برای نوزاد مفید بود فقط ماده الاغ بود که موافقت می کرد شیرخوار ازپستانش شیر بنوشد. شگفت آنکه شاپور دوم که پستان تمام دایه ها و مادرش را به دندان می گرفت پستان ماده الاغ را به دندان نمی گرفت.

شاپور دوم در سن ده ماهگی به حرف درآمد و در سن دوازده ماهگی آن قدر در حرف زدن پیشرفت کرد که می توانست مانند یک کودک چهارساله سخن بگوید در حالی که بیشتر کودکان از دو سالگی به بعد شروع به حرف زدن می نمایند. از همان ده ماهگی که شاپور به حرف درآمد دیگر شیر ننوشید و شروع به غذاخوردن کرد زیرا دندان های کافی برای این کار را داشت. از سن شانزده ماهگی بعد از اینکه روی پای خود ایستاد شروع به راه رفتن کرد و وقتی زمین می خود گریه نمی کرد.

وقتی شاپور دو ساله شد او را به معلم سپردند تا خواندن و نوشتن را بیاموزد و با سرعت موفق به یادگیری شد و زبان رومی را نیز فراگرفت و می گویند او در سن هفت سالگی تمام دانستنی های زمان خود را می دانست که این کمی اغراق می باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:39  توسط بی نام | 
در ميان تمامی جشنها و شاديهايی که در ايام نوروز برگزار می شود نبايد ششم فروردين زادروز اشو زرتشت پيامبر راستين ايران زمين را از يادببريم .اشو زرتشت در تاريخ ايران زمين از جايگاه ويزه ای برخوردار است مردی که از سرزمين آذربايجان برخاست و با انديشه و گفتار و کردار نيکش پيام آور صلح و دوستی و خردورزی در جهان گرديد تا ايرانيان برای قرنها به عنوان نخستين ملت يکتا پرست دنيا راه خود را از ديگر ملل دنيا جدا نمايند و در پرتو گفتارهای هدايتگر و روشنگرش سرزمين اهورايی خويش را به عنوان پرچمدار صلح و يگانه پرستی به جهانيان معرفی نمايند و نشان دهند که راه در جهان يکيست و آن راه راستی است.هر چند قدمت نوروز به عنوان کهن ترين آيين ملی در جهان بسيار قديميتر از زمان زرتشت است اما انديشه ها و باورهای آيين مزديسنی در اين جشن باستانی تاثير بسياری گذاشته است .در آيين زرتشت مراحل شناخت و عرفان به هفت مرحله تقسيم می شود و يک جوينده راه راستی بايد در پرتو اين هفت فروزه اهورايی به پيش رود و با سرلوحه قرار دادن هر يک در زندگی خويش راه نيک از بد و درستی را از نادرستی تشخيص دهد .هر يک از اين هفت فروزه اهورايی که به اصطلاح امشاسپند ناميده می شوند و به جهان مينوی تعلق دارند در جهان مادی نيز برای آنها نماينده ای تعبير شده است که ما هر ساله بر سر سفره هفت سين آنها را قرار می دهيم اما از فلسفه وجودی هر يک بی اطلاعيم اميدوارم دانستن اين موارد برای شما دوستان گراميم جالب و مفيد باشد

متن کامل در ادامه مطلب

برگرفته از سایت سپندارمزد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 12:17  توسط بی نام | 

جمشید در ابتدا جم نام داشت و سیر عالم می کرد. چون به آذربایجان رسید دستور داد تخت مرصعی را بر جای بلندی رو به جانب شرق بسازند وقتی ساخت تخت به پایان رسید، تاج مرصعی بر سر نهاد و بر تخت نشست .همین که آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر تاج افتاد، شعاعی در نهایت روشنی پدید آمد، مردم از آن شادمان شدند و گفتند :این روز نو است و چون در زبان پهلوی شعاع را شید می گویند این لفظ را بر جم نهادند و او را جمشید خواندند و جشن بزرگی گرفتند و در آن روز رسم نوروز بوجود آمد (برگرفته از یک تقویم)

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 17:39  توسط بی نام | 
  1. درفش كاویانی
  2. پیدایش کولر آبی
  3. مزدک
  4. سخنانی از بزرگان تاریخ درباره انسان و دوستی
  5. آیا زبان ما نشات گرفته از اعراب است؟
  6. بدرود با مردگان در کیش زرتشت 
  7. تندیس سربازان
  8. هرودوت بزرگ تاریخ نگار تاریخ باستان؟!!
  9. چه عواملی باعث خونخواه شدن اسکندر شدند؟
  10. هفت گنج خسروپرويز
  11. آیا گالیله اولین کاشفی بود که به مسئله چرخش زمین به دور خورشید پی برد؟
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 12:54  توسط بی نام | 
 
صفحه نخست ناگفته های خواندنی تاریخ
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ناگفته های خواندنی تاریخ

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
پیوندها
گفتار نیک ، کردار نیک ، پندار نیک
بارگذاری رایگان فایل
انجمن ايران باستان
مهر باستانی من
تارنمای تاریخ ساسانیان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

با عرض سلام فقط می خواستم بگم مطالبی که در وبلاگ قرار داده شده به قلم خود بنده می باشند و اگر مطلبی از جای دیگر باشد منبع آن مطلب ذکر خواهد شد ناگفته های خواندنی تاریخ
 
dahio! - Searching the web